راهپیمایی ۲۲ دیماه به مثابه فتح خرمشهری دیگر و انقلاب چهارم ایران بود


فتح های خرمشهر تمام شدنی نیست، برای حفظ نظام در مقابل اهداف شوم آمریکا و رژیم صهیونیستی باید ملت هوشیار و ولایتمدار ایران اسلامی بطور مداوم در حال فتح خرمشهر باشند. انقلاب اول در سال ۱۳۵۷ برای سقوط نظام ستم شاهی بود. انقلاب دوم در سال ۱۳۵۸ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا برای کوتاه کردن دست ظالمانه آمریکا از جیب ملت ایران بود. انقلاب سوم ۹ دی سال ۱۳۸۸ که به تعبیر مقام معظم رهبری یوم الله بود. در این روز ملت آگاه و انقلابی همانند سیل خروشان خار و خاشاک فتنه سال ۱۳۸۸ را پاک کردند و یکبار دیگر خون جدیدی به رگ های انقلاب تزریق کردند. انقلاب چهارم ایران ۲۲ دیماه سال ۱۴۰۴ بود که باعث عصبانیت آمریکا و ترامپ شده است. بطوریکه یک روز بعد ترامپ به اغتشاشگران پیام داده است به آشوب های خیابانی خود ادامه دهند اما غافل از اینکه حضور چند میلیونی مردم آگاه ایران در راهپیمایی ۲۲ دیماه این توطئه را نقش بر آب نموده است و فقط در شهر تهران حدود ۳ میلیون نفر در راهپیمایی ۲۲ دیماه برای تثبیت نظام مقدس ج.ا.ایران با محوریت ولایت فقیه یکبار دیگر ساعت های خود را به وقت حفظ نظام اوجب واجبات است کوک کردند. در این روز حماسی علاوه بر دشمنان خارجی مثل آمریکا و رژیم صهیونیستی، اغتشاشگران و معاندین داخلی هم به وحشت آمدند.

سال ۱۴۰۴ از نظر تهدیدات امنیتی بی‏سابقه ‏ترین سال در تاریخ انقلاب اسلامی است، به گونه ای که اسرائیل درگیری ها را در سطح «زیر آستانه جنگ» کافی ندانست و دکترین «چمن زنی» را علیه ج.ا.ایران در چارچوب استراتژی حمله از بیرون و فروپاشی از درون و در قالب الگوی جنگ مثلثی سه شاخه: اطلاعاتی- نظامی و اجتماعی اجرا کرد اما به سرانجام نرسید. این طرح دارای ۴ مرحله بود که فقط مرحله اول آن محقق شد. مرحله اول ترور فرماندهان و حمله به برخی از تأسیسات نظامی، مرحله دوم اغتشاشات داخلی، مرحله سوم پیوستن گروه های تروریستی معاند به اغتشاشگران داخلی و مرحله نهایی و چهارم حمله مستقیم و نظامی آمریکا. اسرائیل پس از ناکامی و شکست در جنگ ۱۲ روزه الگوی جنگی مثلثی سه شاخه خود را از اطلاعاتی- نظامی و اجتماعی در چارچوب استراتژی کودتای اجتماعی از درون و حمله نظامی از بیرون به الگوی جنگی مثلثی سه شاخه شناختی- امنیتی و نظامی تغییر دادند که بازهم مثل جنگ ۱۲ روزه در مرحله اول ناکام شد و به مراحل بعدی یعنی امنیتی و نظامی نرسید.

در جنگ ۱۲ روزه در سطح راهبردي ج.ا.ايران پيروز جنگ بود، البته به علت شهادت فرماندهان يك پيروزي تلخ بود. در سطح عملیاتی راهبرد موازنه وحشت رژیم صهیونیستی شکست خورد و برعکس در سرزمین های اشغالی وحشت ایجاد شد. بر اساس قواعد بازي جنگ، اسرائیل در سطح عملياتي برنده قاطع نشد و نتيجه آن برای اسرائیل بازي با حاصل جمع صفر شد. به همين دليل توقف عملیات به معني صلح تحميلي و عقب نشینی اجباری برای رژیم صهیونیستی است. برای ج.ا.ایران یک پیروزی و خیز تاکتیکی در چارچوب دکترین نظامی تاب براي حركت از «صبر استراتژيك به تعادل استراتژيك» براي بديل سازي قدرت» و كسب پيروزي در تقابل با سازمان¬هاي اطلاعاتي- امنيتي دشمن است.

بزرگترین تهدید ج.ا.ایران، انباشت هم‌زمان بحران‌ها و بزرگ‌ترین فرصت، امکان بازتنظیم مسیر توسعه و پیوند «هویت ملی ایرانی» با «ایدئولوژی انقلاب اسلامی» است. در شرایطی فعلی بازدارندگی شناختی و بازدارندگی رسانه¬ای مهمتر از بازدارندگی نظامی است.

در حال حاضر آمریکا همزمان ۹ الگوی جنگی را در کشور اجرای می¬کند: ۱- جنگ نظامی ۲- جنگ اطلاعاتی ۳- جنگ امنیتی ۴- جنگ تروریستی ۵- جنگ شناختی ۶- جنگ اجتماعی ۷- جنگ رسانه ای ۸- جنگ مجازی ۹- جنگ اقتصادی.

بنابراین جنگ ترکیبی نامرئی بین ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی درجریان است. در این جنگ ترکیبی اولویت با جنگ شناختی، جنگ رسانه¬ای و جنگ اقتصادی است. به همین دلیل دشمن از طریق عملیات تروریستی و اغتشاشگران به دنبال جنگ نامرئی است. پس در این شرایط بازدارندگی شناختی و رسانه¬ای مهمتر از بازدارندگی نظامی است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *