عملیات صفر آمریکا علیه ایران حاصل استراتژی غلط ترامپ

مقدمه 

جنگ ادامه سیاست است یا سیاست ادامه جنگ است؟

طبق نظر کلاوزویتس در جنگ سخت نظامی، جنگ ادامه سیاست با ابزاری دیگر است. در این استراتژی جنگ و سیاست دو روی سکه هستند.

دکتر فتح‌الله کلانتری معتقد است در جنگ ترکیبی جنگ و سیاست درهم تنیده هستند. گاهی اوقات جنگ ادامه سیاست است اما گاهی اوقات سیاست ادامه جنگ است. در هرصورت در جنگ ترکیبی سیاست و جنگ یک روی سکه هستند.

دکتر فتح‌الله کلانتری معتقد است در جنگ شناختی- رسانه‌ای، سیاست ادامه جنگ به روشی دیگر است. در این جنگ اصالت به جنگ روایت‌ها است.

عملیات صفر آمریکا علیه ایران حاصل استراتژی غلط

کلاوزویتس معتقد است جنگ ادامه سیاست با ابزاری دیگر است. این استراتژی مرتبط با الگوی جنگ سخت نظامی است. امروزه الگوی جنگ شناختی- رسانه‌ای اولویت اول است به همین دلیل معتقدم سیاست ادامه جنگ با روشی دیگر است.

بنابراین جنگ احتمالی بین آمریکا و ایران در چارچوب استراتژی سیاست ادامه جنگ قابل بررسی است.

جنگ در سایه و پنهان بین آمریکا و ایران بصورت خاکستری پس از پاره کردن برجام توسط ترامپ در قالب الگوی جنگ شناختی- رسانه‌ای آغاز شد، منتهی چون نگاه استراتژیست‌های ما به جنگ کلاوزویتسی یعنی جنگ ادامه سیاست است.

جنگ را صرفا نظامی و سخت می‌دانند اعتقادی به عملیات صفر و سیاست ادامه جنگ ندارند.

عملیات صفر در قالب جنگ شناختی- رسانه‌ای چنددامنه، چندلایه و چندسطحی (تاکتیکی، عملیاتی، راهبردی و فراراهبردی) است.

عملیات صفر در سطح تاکتیکی و عملیاتی برنده دارد اما در سطح راهبردی و فراراهبردی مبهم و ممکن است محکوم به شکست شود. چنانچه استراتژی غلط باشد تلاش ژنرال‌ها در میدان نبرد محکوم به شکست است.

خطای محاسباتی ترامپ حاصل استراتژی غلط در اجرای عملیات صفر است. ممکن است ترامپ در سطح تاکتیکی و عملیاتی پیروز شود اما در سطح راهبردی و فراراهبردی دارای ابهام استراتژیک و شانس کمتری دارد، به همین دلیل از طریق مذاکره بدنبال فرمولی برای برون رفت از ابهام استراتژیک است. عملیات صفر حاصل خطای محاسباتی است.

در چنین شرایطی چه باید کرد:

۱- از طريق بازدارندگی دامنه دار یا “نه به جنگ یا جنگ برای همه”، ابتکار عمل در جنگ وجودی برای ایران و حیثیتی برای آمریکا را بدست گرفته تا ترامپ احساس کند درصورت جنگ، ایران به تمام دارایی‌های استراتژیک و منافع آمریکا در منطقه حمله می‌کند و امنیت انرژی جهان از بین می‌رود.

۲- ایجاد ابهام استراتژیک در سطح راهبردی و فراراهبردی برای ترامپ. بطوریکه ترامپ احساس کند پیروزی در سطح تاکتیکی و عملیاتی الزاما به معنی پیروزی در سطح راهبردی و فراراهبردی نیست. در سطح راهبردی آمریکا به اهدافش نمی‌رسد و در سطح فراراهبردی منطقه و جهان گرفتار باتلاق جنگی فرسایشی می‌شود.

۳- بر اساس اصل هزینه- منفعت افزایش هزینه‌های پساجنگ برای آمریکا.

۴- پیوند مذاکرات سیاسی با دیپلماسی اقتصادی از طریق فراهم آوردن بستر سرمایه‌گذاری بخش خصوصی آمریکا در صنعت نفت و معادن.

۵- بازدارندگی هوشمندانه در خلیج فارس بدون بستن تنگه هرمز.

۶’ بازسازی سرمایه اجتماعی و انسجام داخلی در پسا اغتشاشات.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *