نوسعه مرزها بر اساس سه الگو انجام میشود:
الف- الگوی امنیتی- توسعهای،
ب- الگوی توسعه ای- امنیتی،
پ- الگوی درهم تنیده و ترکیبی.
در حالت عادی که در مرز هیچ گونه تهدیدی وجود ندارد بهترین الگو حالت ب یعنی توسعهای- امنیتی است، مثل مرز کشورهای اروپایی.
در شرایطی که در مرز تهدید وجود دارد، بهترین الگو حالت الف یعنی امنیتی- توسعهای است.
در مرزهایی که تهدید مداوم و تعریف شده ندارد اما بعضا تهدیداتی بصورت آنی و یکباره ظهور میکند، بهترین الگو حالت پ یعنی ترکیبی است.
مرزهای جغرافیایی بهترین خاکریز برای توسعه اقتصاد و امرار معاش مرزنشینان است. چنانچه مرزهای جغرافیایی به مرزهای اقتصادی تبدیل شود، امکان بروز و ظهور تهدید وجود ندارد. بنابراین بهترین روش برای ایجاد امنیت در مرز، ایجاد بازارچههای مرزی مشترک است. پس پایگاه های مراقبتی و دیده بانی در مرز را به بازارچههای مرزی تبدیل کنید. در چنین شرایطی توسعه در خدمت امنیت قرار میگیرد. هروقت توسعه در اختیار امنیت قرار گیرد، تهدید امنیتی به فرصت اقتصادی تبدیل میشود. بنابراین بهترین الگو برای مدیریت مرز، الگوی توسعهای- امنیتی است.
از طریق ایجاد پیوند اقتصادی و معیشتی بین مرزنشینان دو کشور تهدیدات هزینه ساز را به فرصتهای درآمد ساز تبدیل کنید.
در الگوی توسعهای- امنیتی همواره توسعه مقدم بر دفع تهدید است، در این حالت توسعه ایجاد شده علاوه بر اینکه باعث رشد اقتصادی میشود همزمان باعث دفع تهدید هم میشود، به عبارتی دیگر هزینه های دفع تهدید تبدیل به ثروت میشود.
در الگوی امنیتی- توسعهای همواره امنیت مرز و دفع تهدید مقدم بر توسعه مرز است. در این حالت هزینه ایجاد شده برای دفع تهدید الزاما باعث توسعه مرز نمیشود و ممکن است هزینه یکبار مصرف شود.
پس امنیت را با توسعه ایجاد کنید. این بهترین الگوی مدیریت مرز است.
البته در برخی از مرزها شدت ناامنی بقدری زیاد است که الزاما باید از الگوی امنیتی- توسعهای بهره گرفت. مثلا در مرزهایی که گروه های تروریستی و تجزیه طلب فعالیت دارند. در این مرزها با بکارگیری بخش خصوصی و تشکیل بازارچههای مرزی، از تدابیر امنیتی بیشتری مثل استفاده از تجهیزات اسکن قوی و دستگاههای ایکس ریل و همچنین استفاده از پهپادهای شناسایی فعالیت گروههای معاند و تروریستی را دفع کرد.
در چنین مرزهایی نباید امنیت برای توسعه مزاحمت ایجاد کند بلکه باید امنیت در خدمت توسعه مرز قرار گیرد. چنانچه ملاحظات امنیتی بر مراودات اقتصادی غالب شود، مرزهای اقتصادی جای خود را به مرزهای امنیتی داده و در بلندمدت مرزهای جغرافیایی هم به مرزهای امنیتی تبدیل میشود. این بدترین حالت است.
در بدترین شرایط که حتی فعالیت گروههای معاند و تروریستی زیاد است نباید مرزهای جغرافیایی به مرزهای امنیتی تبديل شود. چنانچه مرز امنیتی شود امکان فعالیت اقتصادی ضعیف و کولبری جایگزین بازارچههای مرزی میشود.
کولبری همواره در مرزهای امنیتی انجام میشود. به همین دلیل شتاب دهنده و تشدید کننده ناامنی است. به عبارتی دیگر امنیتی کردن مرزها زمینه و بستر لازمه برای ناامنی شهرها را فراهم می آورد.
در مرزهایی که بازار کولبری رونق دارد، بازار اقدامات تروریستی هم گرم و پررونق است.تشدید کولبری باعث ورود انواع سلاح ومهمات غیرمجاز و قاچاق شدید کالا و انسان است.
با توجه به مطالب پیش گفته نباید مرزها را با الگوی امنیتی- توسعهای مدیریت کرد. بهترین الگوی مدیریت مرز، الگوی توسعهای- امنیتی است.
اما در بدترین شرایط که فعالیت گروههای معاند و تروریستی در نوار مرزی وجود دارد، بهترین الگوی مدیریت مرز، الگوی ترکیبی است. در این الگو امنیت و توسعه درهم تنیده هستند یعنی همزمان با دفع تهدید، توسعه مرز هم فراموش نشود و ملاحظات امنیتی، توسعه مرز را به بن بست نبرد.
بدترین الگوی مدیریت مرز، الگوی امنیتی- توسعهای است. این الگو مرزهای جغرافیایی را به مرزهای امنیتی تبدیل میکند.
