بیشترین فعالیت قرارگاهای نظامی و عملیاتی در زمان جنگ و بحران است اما قرارگاهای رسانهای قبل از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ درگیر جنگ روایتها هستند. بنابراین حجم کار و فعالیت قرارگاهای رسانهای به مراتب بیشتر، سنگین تر و حساس تر از قرارگاهای نظامی است. یعنی اصحاب رسانه باید قبل از شروع جنگ در صحنه حاضر باشند و پس از اتمام جنگ هم باید کماکان در صحنه باشند. پس جنگ نظامی بازه زمانی دارد اما جنگ رسانهای هيچ وقت تمام نمیشود و محدوده زمانی ندارد.
سه رکن مناقشات یعنی میدان، رسانه و دیپلماسی درهم تنیده و فاقد اولویت بندی هستند. اولویت و میزان اهمیت آنها بستگی به شرایط زمانی دارد.
قبل از جنگ اولویت اول با دیپلماسی است، اولویت دوم با رسانه و اولویت سوم با میدان است.
حین جنگ اولویت اول با میدان، اولویت دوم با رسانه و اولویت سوم با دیپلماسی است.
پس از جنگ اولویت اول با دیپلماسی، اولویت دوم با رسانه و اولویت سوم با میدان است.
در هرصورت (قبل از جنگ، حین جنگ و پس ازجنگ) رسانه اولویت دوم است. یعنی رسانه پیوند دهنده میدان و دیپلماسی است. بنابراین جنگ رسانه ستون فقرات جنگ نظامی و مناقشات نظامی است.
کشوری در جنگ پیروز است که از طریق روایت سازی و تصویرسازی صحیح از صحنه جنگ، برنده جنگ روایتها باشد.
همانطوری قرارگاهای عملیاتی و نظامی دارای ستاد و قرارگاه هستند و از طریق آن طرحریزی و دستور عملیاتی برای یگانهای عمل کننده صادر میکنند، در جنگ روایتها هم باید قرارگاه رسانهای تشکیل و سازمانهای شود تا از طریق آن پیوست ها و دستورهای رسانهای تهیه و به سکوهای مجازی و شبکه های اجتماعی، پلتفرمها، رسانه های دیجیتال و ربات های خودکار دستور ترند کردن هشتک های گسترده در کمترین زمان صادر شود.
برای این امر مهم باید قرارگاه ملی رسانهای تشکیل شود. بنابراین همانطور که قرارگاهای عملیاتی و نظامی در زمان بحران و جنگ بخوبی ماموریت های محوله را انجام می دهند باید از طریق قرارگاهای رسانهای ماموریت های جنگ روایتها قبل از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ بخوبی انجام شود.
موفقیت میدان و دیپلماسی تابع میزان اثرگذاری جنگ رسانهای است، چون رسانه پل ارتباطی بین میدان و دیپلماسی است.
نبرد شناختی در اذهان مهمتر از نبرد نظامی در میدان نظامی است. پس به همان اندازه که به فکر تقویت بازدارندگی نظامی هستید، بیشتر از آن به فکر تقویت بازدارندگی اجتماعی باشید. بازدارندگی نظامی ماموریت و وظیفه نیروهای مسلح است که بخوبی انجام میشود اما بازدارندگی اجتماعی وظیفه دولت به معنی هر سه قوه با همکاری مردم و محوریت رسانه است. رسانه ملی به تنهایی توان انجام این ماموریت مهم را ندارد باید قرارگاه رسانه ملی تشکیل شود تا از آن طریق تمام سکوهای فضای مجازی، شبکه های اجتماعی، پلتفرمها، ربات ها، رسانه ها، مطبوعات، صدا و سیما و …. هماهنگ و هم افزا شوند.
قرارگاه رسانهای علاوه بر اینکه مانع از جزیره ای کار کردن و موازی کاری میشود، بلکه باعث هم افزایی و اثربخشی جنگ روایتها میشود.
قرارگاه رسانهای ناترازی بین میدان و دیپلماسی را از بین میبرد.
قرارگاه رسانهای علاوه بر آگاهی بخشی و افزایش سواد رسانهای، باعث بصیرت افزایی مردم و مسئولین میشود.
قرارگاه رسانهای باعث مصونیت از جنگ شناختی در عرصه ذهن است. نبرد اذهان به مراتب خطرناکتر از نبرد نظامی در صحنه عملیات است. در نبرد اذهان دوست، دشمن، خودی، بیطرف، مرز، جغرافیا و صحنه جنگ مشخص نیست. اما در نبرد نظامی همه چیز در یک جبهه مشخص است.
