روند تلاشهای دولت آمریکا برای ماجراجوییهای نظامی در منطقه غرب آسیا به منظور بیثباتسازی این منطقه و جلوگیری از اتحاد و توسعه کشورهای اسلامی تداوم یافته است. در این شرایط، کشورهای منطقه باید علیرغم فشارهای خارجی موجود، رایزنیها و مذاکرات خود را برای تقویت روابط دوجانبه و منطقهای افزایش دهند. منطقه غرب آسیا باید سیاستها و راهبردهای هماهنگ مشترک خود را بدون مداخله قدرتهای فرامنطقهای تعریف کند. این صلح، امنیت و توسعه را در منطقه تضمین خواهد نمود.
حضور رژیم صهیونیستی در این منطقه که به نوعی تأمین کننده منافع آمریکا است، شکل گیری گروههای تروریستی در کشورهای عراق و سوریه، اختلافات ارضی و مرزی کشورهای حاشیه خلیج فارس با یکدیگر و با ایران، وجود میادین غنی نفت و گاز در منطقه، مرزهای تحمیلی و جدا شدن اجباری ملتها از یک دیگر، نقش آفرینی قدرتهای فرامنطقهای و… از جمله دلایلی است که به نا امن و پر آشوب شدن منطقه منجر شده است.
در شرایط کنونی درگیریهای نظامی و سیاسی داخلی و بین المللی میان در کشورهایی، چون سوریه، یمن، بحرین، عراق و نیز اختلافات عمیق میان ایران و عربستان در کنار برخی بحرانهای سیاسی میان قطر و عربستان و نیز ترکیه و عربستان از جمله مشکلاتی است که در منطقه وجود دارد.
با این تفاسیر منطقه غرب آسیا به صورت مستمر در گیر تحولاتی است که به صورت به روز در حال رخ دادن است و نتیجه اکثر این تحولات تشدید بحران در منطقه بوده است.
تهدیدات منطقه غرب آسیا در پسا خروج آمریکا از افغانستان
خروج غیرمنتظره آمریکا از افغانستان ناشی از حضور ۲۰ ساله بدون دستاورد آمریکا در افغانستان بود، به همین دلیل این خروج یک شکست مفتضحانه برای آمریکا بود.همانطوری که در یادداشتهای قبلی عرض کردم صحنه جنگ افغانستان باتلاق است و تا کنون سه ابرقدرت (بربتانیا-شوروری-آمریکا) بازنده و شکست خورده این باتلاق بودند.
خروج آمریکا از افغانستان بیانگر این است که آمریکا روش حضور خود در منطقه و راهبردها و اولویتهای خود را در منطقه تغییر داده است.
آمریکا قبلا در منطقه، به ترتیب سه اولویت داشت: ۱- نفت ۲- حفظ امنیت رژیم صهیونیستی۳- حمایت از کشورهای همپیمان وی در منطقه.
این خروج بیانگر این است که آمریکا به اولویت اول و سوم اهمیت چندانی نمیدهد و فقط به امنیت رژیم صهیونیستی توجه میکند و بدنبال توسعه حضور رژیم صهیونیستی در منطقه و تشکیل ناتوی عربی- عبری برای جایگزینی خود در منطقه است. با عنایت به موارد بالا تهدیدات پسا خروج آمریکا از افغانستان، در منطقه غرب آسیا عبارتند از:
۱- توسعه و تقویت ناتوی عربی- عبری بعنوان ژاندارم منطقه.
۲- توسعه و تقویت قدرت اقتصادی ترکیه بعنوان قطب اقتصادی منطقه.
بند ۱ و ۲ دکترین دوقطبی نیکسون در قبل از انقلاب اسلامی میباشد. در آنزمان ایران و عربستان بودند، اما الان تغییر راهبر داده و آنرا به ناتوی عربی- عبری و ترکیه تغییر داده است.
۳- تبدیل شدن جغرافیای افغانستان به پایگاه گروه های تروریستی- تکفیری، بعنوان سرپلی برای ایجاد ناامنی در ایران و منطقه.
۴- ایجاد ورژن و مدل جدیدی از داعش در عراق که استحاله تر و منعطفتر از داعش قبلی در عراق هستند و بدنبال خلافت و حکومت نیستند.
۵- تغییر اولویت ایران از شامات و مدیترانه به درون مرزهای شرقی خودش(مهار ایران در درون مرزهایش)
۶-ایجاد اختلاف و واگرایی بین کشورهای عضو شانگهای با توجه به عضویت اخیر ایران در این پیمان. (روسیه و پاکستان بعنوان حامی طالبان. ایران و تا حدودی چین بعنوان مخالف طالبان).
۷- بی اثر کردن راهبرد نگاه به شرق ایران.
۸- ایجاد جنگهای هویتی در منطقه با توجه به موزائیکی بودن قومیت و مذهب در منطقه غرب آسیا.
در منطقه غرب آسیا سه محور شکل گرفته است:
۱- محور وهابیت: دال مرکزی آن عربستان، مصر و امارات متحده عربی است.
۲- محور اخوانی: دال مرکزی آن ترکیه، قطر، پاکستان و طالبان است.
۳-محور مقاومت: دال مرکزی آن ایران، عراق، سوریه، یمن و گروههای جهادی مثل حزب ا… است.
تحولات اخیر منطقه عبارتند از:
۱- خروج آمریکا از افغانستان
۲-همسویی برخی از کشورهای مرتجع منطقه با رژیم صهیونیستی
۳-تشکیل ائتلاف عربی، عبری
۴-حمایت ترکیه از طالبان
۵- همایش صلح و بازگشت در اقلیم کردستان با حضور رژیم صهیونیستی و معاندین نظام ج.ا.ایران
۶- طرح هزار خنجر رژیم صهیونیستی علیه ج.ا.ایران، این رژیم معتقد است که ج.ا.ایران را باید با ضربات ریز چاقو از بین برد
۷- رزمایش بین ترکیه، پاکستان و آذربایجان(همان سنتو سابق لست، منتهی آذربایجان جایگزین ایران شده است)
۸- بسته شدن مرزهای زمینی گرجستان بر روی ایران
۹- سازماندهی داعش جدید در عراق (ورژن جدید بدنبال خلافت و جغرافیا نیست)
۱۰- اقدام اخیر آذربایجان مبنی بر ایجاد محدودیت و تنگنای ژئوپلیتیکی ایران برای دسترسی به شمال قفقاز و اروپا
۱۱- حمایت تمام قد ترکیه از اقدام آذربایجان و اجرای رزمایش اخیر بین ترکیه و آذربایجان (یک ملت و دو دولت).
ترکیه معتقد است که ایران جغرافیای مقاومت را تشکیل داده و به دریای مدیترانه دسترسی پیدا کرده است، لذا ترکیه درچارچوب تفکر نوعثمانی گرایی از طریق آذربایجان بدنبال دسترسی به دریای خزر و سپس سین کیانگ چین است، به عبارتی دیگر ترکیه جهت تقابل با جغرافیای مقاومت بدنبال تشکیل یکپلرجگی و تشکیل جغرافیای آناتولی یا جغرافیای ترک است.
تشکیل جغرافیای ترک و ۱۱ مورد بالا بیانگر این است که محور اول و دوم (وهابیت و اخوانی) در حال اتحاد و یکپارچگی جهت تقابل با محور سوم (مقاومت) هستند.
“اشغال نظامی بخشهایی از خاک جمهوری آذربایجان توسط ترکیه”
مطلب زیر را دکتر محمدرضا لونی مدرس دافوس آجا در خصوص توسعه طلبی ترکیه در آذربایجان ارسال نموده که قابل تأمل میباشد.
به بهانه مناقشه قره باغ که برابر نظریه برخورد تمدنها بر روی گسل تمدنی مابین تمدن اسلامی و تمدن اسلاو ارتدوکسی است حکومت توسعه طلب ترکیه قصد دارد در این هیاهو از آب گل آلوده ماهی بگیرد و بخشهایی از خاک جمهوری آذربایجان را بصورت رسمی یا غیر رسمی بخود ضمیمه نماید…
در راستای سوئ استفاده از این مناقشات دولت ترکیه از روابط سرد و نه چندان حسنه میان ایران و جمهوری آذربایجان بهره برده و خود را در راستای بزرگترین حامی و منجی مردم جمهوری آذربایجان مطرح کرده و با حضور پررنگ سیاسی نظامی اقتصادی و فرهنگی قصد دارد به اهداف. توسعه طلبانه خود دست پیدا کند….
یکی از مناطق بسیار مهم و کلیدی منطقه جمهوری خودمختار نخجوان است…
این منطقه علیرغم اینکه بخشی از جمهوری آذربایجان است, خودمختار بوده و درجه بالایی از استقلال در امور سیاسی و … را داراست.
این منطقه ارتباط زمینی با جمهوری آذربایجان نداشته و برعکس از نظر زمینی کاملا متصل به ترکیه است…
اخیرا هم ترکیه هم به بهانه حمایت از جمهوری آذربایجان و برگزاری رزمایش مشترک به این منطقه لشکر کشی کرده است…
با توجه به قطع بودن ارتباط زمینی و فیزیکی نخجوان با جمهوری آذربایجان لذا حضور نظامی جمهوری آذربایجان در این منطقه بسیار ضعیف بوده و در صورت لزوم انتقال تجهیزات و نیروی نظامی از سوی آذربایجان به این منطقه عملا غیرممکن و یا بسیار سخت خواهد بود…
این وضعیت و هیاهوهای ایجاد شده شرایطی را فراهم نموده تا دولت ترکیه با فراغ بال به تحکیم حضور نظامی خود در این منطقه پرداخته و همانند بخشهایی از شمال سوریه, جمهوری نخجوان را نیز عملا به اشغال نظامی و تحت سیطره خود درآورد.
با توجه به موارد ذکر شده, لازم است که از سوی مقامات سیاسی و امنیتی کشور ضمن آگاه سازی مقامات جمهوری آذربایجان به این خطر و اهداف توسعه طلبانه دولت ترکیه, به هر نحوی که مقدور است از شکل گیری چنین تغییرات ژئو پلتیکی خطرناکی در مجاورت مرزهای کشوری قویا جلوگیری نمایند.

با سلام
تحولات سیاسی و نظامی منطقه قابل تامل است اما نباید از یک نکته غافل شویم که انچه برای کشور ما مهم است رسیدگی به مشکلات اقتصادی و بهداشتی و شغلی مردم خصوصا مردم مرز نشین کشور است تاریخ نشان داده که تمامی این تحرکات در مقابل اراده مردم محکوم به شکست است مشغول شدن عامه به این مسایل نه تنها گره گشا نیست بلکه باعث ایجاد حساسیت مردم مرز نشین و دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی می شود
سلام و تشکر اولویت اول هر نظامی باید حل مشکلات داخلی باشد. اگر به مشکلات داخلی و خواست مردم توجه نشود، امنیت مفهوم ندارد