بسمه تعالی
نفوذ و مديريت رواني تحولات داخلي ناشي از خروج آمريكا از برجام
آمريكا قبل از برجام تلاش نمود تا مردم ايران را در مقابل دوگانه «معيشت- هستهاي» قرار دهد. مردم شريف ايران تحت رهنمودهاي حكيمانه مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) و با ايستادگي و مقاومت در مقابل توطئههاي شوم دشمن پيشرفت هستهاي صلحآميز را ادامه دادند. اين انتخاب دشمن را مأيوس نمود و به همين دليل دشمن در مرحله بعدي با نفوذ در برخي از دستگاهها و همراهي تعداد قليلي از مسئولين بهدنبال دوگانه «معيشت- سپاه» رفت، اينبار هم مردم با هوشياري و آگاهي فرزندان خود را در سپاه تنها نگذاشته و با عبور صحيح از اين مقطع حساس، مجدداً دشمن را مأيوس نمودند. در مقطع كنوني دشمن با بهرهبرداري از وضعيت معيشتي و اقتصادي موجود كه عمدتاً ناشي از سوء مديريت و عملكرد ضعيف دولتمردان است بهدنبال دوگانه «معيشت- نظام» است، بههمين دليل آمريكا با خروج يكطرفه از برجام و اعمال تحريمهاي فلجكننده، اقتصاد و معيشت مردم ايران را هدف قرار داده و با اجراي عمليات رواني و مهندسي نمودن افكار مردم تلاش دارد مردم ايران را در مقابل اصل نظام يعني رهبري و سپاه قرار دهد. دشمن براي نيل به مقاصد شوم خود جنگ سخت و فيزيكي را از دستور خارج نموده و بهدنبال اجراي «جنگ شناختي همهجانبه با محوريت اقتصاد» است. در حال حاضر جنگ داراي ۷ بُعد است: ۱- زميني، ۲- هوايي، ۳- دريايي، ۴- فضايي، ۵- سايبري، ۶- رسانهاي، ۷- شناختي. ابعاد بيان شده بهصورت جنگ سخت، نرم، هوشمند و تركيبي اجرا ميگردد. طبق فرمايشات امام خامنهاي (مدظلهالعالي) در حال حاضر جنگ سخت و فيزيكي نداريم و دشمن قادر نيست به ايران حمله كند. طبق بررسيهاي انجام شده توسط كارشناسان غربي ۶ كشور در جهان وجود دارد كه امكان تهاجم نظامي به آنها غيرممكن است، اين كشورها عبارتند از: ۱- آمريكا، ۲- روسيه، ۳- انگليس، ۴- كره شمالي، ۵- كانادا، ۶- ايران. كارشناسان غربي معتقدند كه ۱۰ كشور قدرتمند در جهان وجود دارد، ايران هشتمين كشور قدرتمند جهان است. با توجه به مطالب بالا دشمن توان تهاجم نظامي عليه ج.ا.ايران را ندارد، يعني از ۷ بُعد جنگي بالا امكان اجراي ۴ بُعد آن (زميني، هوايي، دريايي و فضايي) غيرممكن است، اما ۳ بُعد ديگر (سايبري، رسانهاي و شناختي) امكان اجرا دارد. در حال حاضر دشمن جنگ هيبريدي يا تركيبي را با تلفيق بُعد سايبري، رسانهاي و شناختي عليه ج.ا.ايران اجرا ميكند، اين جنگ شناختي و اقتصادپايه است. دشمن در حال اجراي جنگ شناختي همهجانبه با محوريت اقتصاد و بهرهبرداي از توان سايبري و رسانهاي عليه ج.ا.ايران ميباشد. دشمن از طريق اجراي جنگ شناختي اقتصادپايه بهدنبال اجراي راهبرد «تهيسازي از درون و فشار از بيرن» است. روش راهبرد: اقتصادي است. ابزار راهبرد: مديران ناكارامد و مردم ناراضي با بهرهگيري از توان سايبري و رسانهاي است. هدف راهبرد: برقراي رابطه با آمريكا و تضعيف سپاه است.
كاركردهاي جنگ شناختي
۱- تأثير در تصميمگيري مسئولين نظام: مسئولين تصميماتي ميگيرند كه دشمن ميخواهد، بهعبارتي ديگر آنچنان كه در ذهن دشمن است، بهعنوان تصميم مديران كشور عملياتي ميشود.
۲- نفوذ در مراكز تصميمسازي: اعمال نفوذ در ايده و پيشنهادِ كارشناسان و صاحبنظراني كه آبشخور فكري آنها اجراي سياستها و راهبردهاي دشمن است و از طرفي نقش مهمي در تصميمسازي براي مسئولين دارند. بعضي از اين كارشناسان عملاً عامل نفوذي و جاسوس دشمن هستند.
۳- مهندسي افكار و ذهن مردم: دشمن با بهرهگيري از خلاءهاي موجود مثل: سوء مديريت، نارضايتيها (كارگران ناراضي، معلمين، بازنشستگان، بيكاري، تورم، ركود و ….) از طريق رسانهها و جنگ سايبري نافرماني مدني را سازماندهي كرده و بعضاً حتي نفرات انقلابي و ارزشي را در مقابل نظام قرار ميدهد. در واقع دشمن از طريق بازمهندسي افكار عمومي كه يكي از شگردهاي جنگ شناختي است، ذهن مردم را نسبت به نظام بدبين نموده و از طريق مردم خواستههاي نامشروع خود را به كشور تحميل ميكند.
۴- تغيير در نگرش خواص: در هر كشوري افرادي هستند كه عليرغم نداشتن شغل مديريتي، اما از نفوذ خوبي در جامعه برخوردار هستند، اين افراد الزاماً تحصيلكرده نيستند اما ذينفوذ هستند. خواصي كه قبلاً داراي مسئوليت بوده و در حال حاضر با نظام زاويه دارند، بهترين ابزار براي اعمال نفوذ و پيادهسازي راهبردها و سياستهاي دشمن هستند. اين افراد از طريق رسانهها بهخصوص صدا و سيما بهترين شيپور تبليغ براي دشمن هستند. گاهي اوقات برخي از هنرمندان كه به سلبريتي معروف هستند از طريق صدا و سيما در زمين دشمن بازي نموده و عليه نظام موضعگيري مينمايند.
تغيير باور
كاركردهاي بالا منجر به رهيافت مشتركي بهنام «تغيير باورها» ميگردند. بهعبارتي ديگر تغيير باورها رهيافت مشترك جنگ شناختي اقتصادپايه است كه با بهرهگيري از جنگ رسانهاي و جنگ سايبري عليه ج.ا.ايران اجرا ميگردد. اين رهيافت ناميمون (تغيير باورها) باعث «تغيير رفتار» ميگردد. بهعبارتي ديگر تغيير باورها رهيافت مشترك، كاركردهاي زير است: الف- تأثير در تصميمگيري مسئولين نظام ، ب- نفوذ در مراكز تصميمسازي، ج- مهندسي افكار و ذهن مردم، د- تغيير در نگرش خواص.
تغيير رفتار
تغيير باورها منجر به تغيير رفتار ميگردد. تغيير رفتار پيامدهاي منفي براي كاركردهاي چهارگانه دارد. اين پيامدها عبارتند از:
۱- پيامدهاي تغيير رفتار در مراكز تصميمگيري عبارتند از: عدم كنترل و برنامهريزي، نگاه به بيرون و غفلت از درون، ايجاد تورم، ركود، رانت و فساد اقتصادي.
۲- پيامدهاي تغيير رفتار در مراكز تصميمسازي عبارتند از: جمود فكري، نفوذ، جاسوسي، پيادهسازي راهبردها و سياستهاي دشمن.
۳- پيامدهاي تغيير رفتار ناشي از مهندسي افكار و ذهن مردم عبارتند از: نااميدي، اغتشاش، شكاف بين مسئولين و مردم، بياعتمادي مردم به مسئولين، تسليم فضاي مجازي و رسانهاي دشمن شدند.
۴- پيامدهاي تغيير رفتار در خواص عبارتند از: تضعيف جايگاه رهبري، متهم نمودن نهادهاي انقلابي بهخصوص سپاه، هموار نمودن مسير پيشرفت و برنامههاي دشمن.
